تهاجم فرهنگي يا تهديد نرم
امروزه با توجه به رشد فكري وآگاهي عمومي ملتهاي جهان، نفوذ و سلطه و به دست آوردن مستعمرات از راه لشكر كشيهاي نظامي به آساني امكان پذير نيست و در صورت اجرا هزينههاي زيادي را برمهاجمان تحميل ميكند به همين سبب بيش از يك قرن است كه استعمارگران روش نفوذ در كشورها را تغيير داده اند و از طريق سياستهاي فرهنگي (با عناوين تبليغ مذهبي، رواج تكنولوژي، انجمنهاي خيريه، ترويج بهداشت و...) تلاش ميكنند به اهداف شوم خود برسند زيرا فهميده اند كه بهترين راه نفوذ در ساير كشورها نفوذ در فرهنگ آنان و استحالة دروني آن است آنان ميخواهند ارزشهاي مورد پسند خود را ارزشهاي مترقي جلوه دهند تا بتوانند آن را جايگزين معيارهاي بومي و ملي ملتها سازند كه در فرهنگ ملتها از اين اقدامات به هجوم فرهنگي تعبير ميكنند. پس عمل جايگزيني فرهنگ بيگانه با فرهنگ خودي به شكلي هوشيارانه كه بتواند يك ملت و جامعه را نسبت به فرهنگ خود بيگانه و مطيع غرايز بيگانگان كند "تهاجم فرهنگي" محسوب ميشود.
اين واقعيت را دانشمندان غربي نيز اذعان دارند. ميشل پانوف در توضيح اصطلاح فرهنگ پذيري به اين استعمار فرهنگي غرب اشاره كرده و مينويسد: امروزه فرهنگ پذيري به تماسهاي خاص دو فرهنگ كه نيروي نامساوي دارند اطلاق ميشود در اين صورت جامعة غالب كه هماهنگ تر و از نظر تكنيك مجهز تر است - معمولاً از نوع جوامع صنعتي - به طور مستقيم يا غيرمستقيم به فرهنگ حاكم تحميل ميگردد.
اين محقق در تعبير ديگر از اين تهاجم در صورتي كه به شكلي گسترده تر باشد مينويسد: هنگامي كه فرهنگ غالب در انهدام ارزشهاي اجتماعي و روحيات سنتي جامعه مغلوب و براي گسستگي و سپس نابودي آن ميكوشد، واژه قوم كشي را به كار ميبرند تا القاي اجباري فرايند فرهنگ پذيري را از طريق فرهنگ غالب در فرهنگ مغلوب توصيف كنند. البته جوامع صنعتي قوم كشي را با تظاهر به اين كه هدفشان از همانندسازي ايجاد آرامش يا تغيير شكل در جوامع ابتدائي يا عقب مانده است اجرا نموده و باز هم اجرا ميكنند.
در تعريف پديدة تهاجم فرهنگي ديدگاه رهبر معظم انقلاب قابل توجه است. از نظر ايشان در تهاجم فرهنگي يك مجموعه سياسي يا اقتصادي براي رسيدن به مقاصد خاص خود و اسارت يك ملت، به بنيانهاي فرهنگي آن ملت هجوم ميبرد. در اين هجوم، باورهاي تازهاي را به زور و به قصد جايگزيني بر فرهنگ و باورهاي ملي آن ملت وارد ميكنند.
تعريف تهاجم و ناتوي فرهنگي از ديدگاه رهبر معظم انقلاب
رهبر معظم انقلاب در موردي ديگر ناتوي فرهنگي را اين گونه تعريف كردهاند: مجموعه زنجيرهاي به هم پيوسته رسانههاي گوناگون و اينترنت، ماهوارهها، تلويزيون و راديو... كه در جهت مشخص حركت ميكنند تا سررشتة تحولات جوامع را بر عهده بگيرند... اينها صهيونسيتها و سرمايه دارهايند و عمدتاً هم در آمريكا و اروپايند.
تهديد نرم:
ناتوي فرهنگي در واقع همان تهديد نرم است. در اين نوع تهديد، دشمن با به كارگيري ابزار فرهنگي به دنبال سلطه فرهنگي و در نهايت سلطه سياسي ميباشد. بسياري از اقدامات عليه انقلاب اسلامي ايران از سوي نظام سلطه و همپيمانان خارجي و داخلي آن طي دهه دوم و سوم انقلاب از نوع تهديد نرم به شمار ميآيد. تهديد نرم متكي برقدرت نرم بوده و براي شناخت ماهيت آن آشنايي با قدرت نرم ضرورتي اجتناب ناپذير دارد.
قدرت نرم:
يكي از مفاهيم اصلي در علم سياست، مفهوم قدرت است. اهميت قدرت در علم سياست به قدري بالاست كه اساساً قدرت را موضوع علم سياست ميدانند و قدرت در علم سياست يعني توانايي دارندة آن براي واداشتن ديگران به تسليم در برابر خواست خود به هر شكلي كه ممكن باشد.
منابع قدرت
مهمترين عوامل و منابع قدرت را ميتوان؛ قدرت نظامي (تهديد و زور)؛ قدرت اقتصادي (تطميع و زر) ؛ قدرت اطلاعاتي، قدرت سياسي و قدرت رواني و فرهنگي (دانش) دانست.
از قدرت رواني ـ فرهنگي تحت عنوان قدرت نرم ياد ميشود و صحنه روابط بين المللي، روياروئي قدرت است و هر كشوري ميتواند منافع و امنيت خود را در پناه قدرت تأمين نمايد. در اين صحنه كشوري ميتواند تأمين منافع كند و اهداف خود را پيش ببرد كه از قدرت بيشتري برخوردار باشد.
قدرت نرم كه يكي از شاخههاي قدرت ملي به حساب ميآيد هر روز از اهميت بيشتري در عرصه بين المللي برخوردار ميگردد. تهاجم فرهنگي، شبيخون فرهنگي، تهديد نرم، انقلاب مخملي، براندازي خاموش، جنگ رواني و ناتوي فرهنگي در واقع صحنه تقابل قدرت نرم است.
مراحل تهاجم فرهنگي
تهاجم فرهنگي در دو مرحله صورت ميپذيرد:
الف) تخليه فرهنگ خودي
در قانون طبيعت وقتي در فضايي خلاء ايجاد ميشود نزديکترين نيروي موجود، آن خلاء را پر ميکند. هر پديدة جديد يا در جايي حضور مييابد که قبلاً خلاء وجود داشته و يا در آن محيط خلاء ايجاد ميکند. لذا تخليه فرهنگي اولين شرط لازم براي حضور فرهنگ بيگانه و مهاجم به شمار ميرود.
شيوهها و راهبردهاي دشمن در ْايجاد خلاء فرهنگي (ناتوي فرهنگي)
عمده ترين اين راهبردها را در ايران ميتوان در محورهاي زير خلاصه کرد:
1. تخريب بنيانهاي فکري، اعتقادي، ارزشي و اخلاقي با ايجاد ترديد در آنها، 2. انزواي روحانيت و بي ارزش نمودن مبلغان و مدافعان اصيل دين، 3. قداست زدايي از دين و شعائر ديني، 4. ترويج فساد و رذالت زدايي از آن مانند شيطان پرستي در دنياي معاصر. چنانچه خداوند متعال اين حقيقت را در قرآن مجيد بيان فرموده که شيطان به دنبال دام برهنگي انسان و توجه دادن او به شهوات است "يَا بَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ...؛ اي فرزندان آدم، شيطان شما را نفريبد، آن چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بيرون ساخت و لباس آنان را از اندامشان بيرون کرد تا عورت آنها را به آنها نشان دهد."
در اين آيه خداوند متعال به همه افراد بشر هشدار ميدهد که مراقب فريبکاري شيطان باشند زيرا شيطان سابقه دشمني خود را با پدر و مادر آنها نشان داده همانطور که لباس بهشتي را بر اثر وسوسهها از اندام آنها بيرون کرد ممکن است لباس تقوا را از اندام ايشان بيرون نمايد.
چنانچه امروزه همه همت شيطانهاي بزرگ و کوچک بر ترويج برهنگي و از بين بردن پوشش عفيفانه و تقواست.
البته بايد توجه داشت که اين آيه در مقام بيان ولايت شيطان برغير مومنين است و نيز بيرون آوردن لباس آدم و حوا در بهشت اشاره وتمثيل است به بيرون آوردن لباس تقوا توسط شيطان از اندام همه آدميان. 5. فعال کردن گسلهاي بين نسلي، گسلهاي قومي و گسلهاي مذهبي (فرقه گرائي)، 6. ناکارآمد معرفي کردن نظام ديني، 7. راهبرد القاي حاکميت دوگانه (رئيس جمهور - ولي فقيه)، 8. حمايت از جريانهاي فرهنگي و سياسي مخالف با نظام ديني و روشنفکران وابسته، 9. تحريک افکار عمومي بر عليه نظام اسلامي و مسئولان آن با سياه نمائي مسائل ايران از طريق تصوير سازي، جعل خبر، پخش شايعه و... 10. ترويج ليبراليسم و فمنيسم.
ب ـ تثبيت فرهنگ بيگانه
شيوهها و راهبردهاي دشمن در تثبيت فرهنگ خود: الف) به کار گماردن افراد وابسته، ب) ايجاد نهادهاي مختلف بين المللي و ملي، ج) برپائي شبکهها و مؤسسات شبه فرهنگي، د) تجزيه فرهنگي از طريق تحريک نژادها و گروههاي متفاوت اجتماعي مانند تحريک اقوام با گويش محلي و تحريک اقليتهاي مذهبي و... هـ) تحريف تاريخ مانند سرچشمه تمدن بشري قلمداد کردن اروپا و دوره صدسال تمدن و فرهنگ اسلامي را سده يورشهاي خاوريان وحشي دانستن، و) تغيير خط و زبان براي نمونه، الجزاير، آذربايجان و ترکيه، ز) تضعيف روحيه عمومي: القاي اين که آرزوها و اميدهاي فرد يا جامعه دور از دسترس خواهد بود و هرگز حاصل نخواهد شد، ح) القاي يأس و نااميدي دشمن براي کشاندن افراد يک جامعه به سوي يأس و نا اميدي قبل از هر چيز مردم را خسته و بيزار ميکند و با تکرار محروميتها، خرابيها، شکستها با استفاده از عوامل تبليغي، اقتصادي، سياسي و رواني درآنها سرخوردگي ايجاد ميکند. د) ايجاد رعب و وحشت، تخريب فکري و رواني مردم و نيروهاي دولتي زماني رشد مييابد که فرد يا افراد دچار ترس ناگهاني گشته و در موقعيت بحراني و اضطراب قرار گرفته و احساس کند که خطر او را تهديد ميکند.
ابزار تهاجم فرهنگي
دشمنان، مفاهيم مورد نظر خود را با تأمل و به تدريج از طريق وسايل و ابزارهاي گوناگوني ترويج ميکنند که برخي از آنها عبارتند از:
1. آموزش، زبان، ترجمه و اصطلاحات: آموزش به سبک غربي يکي از روشهاي استعماري نفوذ در برنامههاي آموزشي کشورهاي جهان سوم بوده است يکي از کارکردهاي پنهان اين برنامههاي آموزشي که در ظاهر به منظور پيشرفت علمي در اين کشورها اجرا شده، زمينه سازي براي پذيرش فرهنگ بيگانه و برتر جلوه دادن آن و انهدام فرهنگ ملي بوده است.
زبان نيز ميتواند مهم ترين ابزار نفوذ فرهنگ بيگانه باشد. اگر به جاي استفاده لغات خودي، از لغات بيگانه به صورت افسار گسيخته در محاورات رسمي و عمومي رواج يابد نسل جديد ممکن است در آينده از معادل فارسي آن لغات محروم و بيخبر بماند.
در مورد ترجمه نيز ميتوان گفت که اگرآموختههاي فارغ التحصيلان ما عمدتاً از متون ترجمه شده باشد دانش آموختگان امکان تفکر مستقل را از دست ميدهند و اصطلاحات بيگانه به تدريج به جاي اصطلاحات هماهنگ و مأنوس با فرهنگ خودي مينشيند.
2. تبليغات: تبليغات گسترده از طريق تکنولوژي ارتباطات و وسايل ارتباط جمعي به دليل ويژگيهايي که براي آن برشمردهاند بسيار مورد توجه عاملان تهاجم فرهنگي قرار ميگيرد از جمله: الف) پوشش فراگير، ب) فرامحيطي بودن، ج) چند حسي بودن، د) قابليت تطابق داشتن با فهم عوام.
3. شايعه: شايعه در اصطلاح خبر بي اصل و نادرستي است که درميان مردم بر سر زبانها بيفتد. شايعه را دولتهاي بيگانه براي ضربه زدن به پيکر يک ملت و براي تاثيرگزاري دربافت فکري و ذهني آنان دامن ميزنند
4. تحريف واقعيت: يکي از رايج ترين شيوههاي مطبوعاتي دستکاري و تحريف واقعيت است و اين تحريف يا از نوع لفظي است که تحريف کننده از خود ساز و برگهايي بر پيکره وقايع و حقايق اضافه ميکند و چهره روشن حقايق را تاريک و زشت ميسازد. به عبارت ديگر لفظ را کم يا زياد ميکند يا ظاهر مطلبي را عوض مينمايد. يا از نوع معنوي، در اين نوع تحريف جملات را طوري تفسير و توجيه مينمايد تا درست بر خلاف معاني واقعي آنها باشد و گاهي از طريق اغراق و مبالغه واقعيت را تحريف ميکنند که در اين روش تضادهاي دروني جوامع را شدت ميبخشند و مسائل کوچک را بزرگ جلوه داده مردم را به نظام حاکم يا به ديگرافراد و گروهها بدبين مينمايند.
5. ترور شخصيت: اصطلاحي که امروزه براي ترور کردن از طريق وسايل ارتباط جمعي مورد استفاده قرار ميگيرد ترور شخصيت است که هدف آن ترور شخصيتهاي سياسي و مهم از طريق تهمت زدن و يا به تصوير کشيدن نقاط ضعف آنهاست و اين در صورتي است كه نتوانند فردي را ترور فيزيکي کنند و يا ترور فيزيکي مصلحت آنان نباشد و با اين شيوه باعث شوند رهبران صاحب نفوذ نزد مخاطبان دچار بي منزلتي و تخريب چهره شوند.
6. كتابها و نشريات: از جمله مهمترين ابزاري که دشمنان اسلام در تهاجم فرهنگي و جنگ رواني از آن استفاده ميکنند تبليغات گسترده منفي از طريق کتابها و نشريات است، اساساً ماهيت جنگ رواني و فرهنگي بهره برداري از تبليغات و نشريات مبتني بر دروغ، تهمت، فريبکاري، نيرنگ افکني و فتنه انگيزي براي نفوذ در عواطف و احساسات و جذب مخاطبان به منظور استفاده از حمايتهاي آنان در جهت تحقق مقاصد خاص جريانهاي سياسي است.
اهداف تهاجم فرهنگي
1. مبارزه با بيداري اسلامي با فشار بر طرفداران اسلام سياسي و انقلاب اسلامي از طريق اتهام زني، تروريست خواندن و... .
2. ايجاد اختلاف و شکاف در جهان اسلام با دامن زدن به اختلافات شيعه و سني و ايران را تهديد کشورهاي منطقه معرفي کردن.
3. عرفي سازي حکومت و ترويج پلورا ليسم ديني.
4. از بين بردن اميد مردم نسبت به آينده با سياه نمائي مسائل داخلي کشور.
5. ايجاد بي اعتمادي در مردم نسبت به رهبران انقلاب و مسئولين با هدف از بين بردن پشتوانههاي مردمي نظام اسلامي.
6. ايجاد اختلاف و تعميق آن در ميان جريانهاي سياسي.
7. ترويج انديشههاي مادي با هدف سوق دادن مردم به دنيا گرائي و اصالت دادن به لذت جوئي.
8. ترويج اباحه گري و بي بند و باري اخلاقي براي مقابله با فرهنگ مقاومت و شهادت طلبي.
9. ترويج ليبرال دمکراسي غربي با شعار توسعه دمکراسي و تامين آزاديهاي مدني.
10. مبارزه با نفوذ معنوي و قدرت نرم جمهوري اسلامي در منطقه خاورميانه و در ميان ملل محروم جهان.
راههاي مقابله با تهاجم فرهنگي
در دنياي امروز کشورها نميتوانند ديواري به دور خود بکشند و از برخورد فرهنگ جامعه خود با فرهنگهاي بيگانه در امان باشند. اگرفرهنگ جامعهاي توان خود را از دست بدهد و مردم از فرهنگ خود گسسته شوند قدرت درست انديشيدن از آنها سلب ميگردد و در اين درياي ارتباطات غرق ميشوند. و اگرملتي علاقه مند به حفظ و پاسداري از هويت فرهنگي خود باشد بايد سعي کند فرهنگ غير مادي جامعه خويش را حفظ نمايد. البته اين به آن معنا نيست که ميتوان يا بايد فرهنگ غير مادي را کاملاً دست نخورده و ثابت و اصيل نگه داشت زيرا تغيير از خصوصيات فرهنگ است. ولي اين تغيير در صورتي به هويت فرهنگي آسيب نميرساند که جريان عادي و خود به خودي را بپيمايد.
براي مقابله و مبارزه با تهاجم فرهنگي راه حلهاي زيادي بيان شده است که به برخي از آنها اشاره ميگردد.
1. شناخت همه جانبه تهاجم فرهنگي و اهداف دشمن از آن
هم براي مبارزه با تهاجم فرهنگي دشمن و هم براي يورش به فرهنگ مهاجم، شناخت دشمن و اهداف او از تهاجم فرهنگي از الفباي مبارزه و نخستين گام در اين زمينه ميباشد. چنانچه امام صادق (ع) ميفرمايد: "العالم بزمانه لا تهجم عليه اللوابس کسي که عالم وآگاه به زمان خود باشد شبهات بر او هجوم نميآورند"
2. تقويت بينش ديني و سياسي مردم
تقويت باورهاي ديني و پي ريزي بينشي درست در زمينه تعاليم ديني و سياست ميتواند چون سنگري نفوذناپذير مردم را در برابر بمبباران فرهنگي دشمن محافظت نمايد و سود جويان غرب را ناکام و نااميد سازد و مردم را به جهتگيري صحيح رفتاري رهنمون شود و از کژروي و ناهنجاريها باز دارد. قرآن کريم در اين باره ميفرمايد: "...يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ....؛ پروردگارشان به سبب ايمانشان هدايتشان ميکند".
در اين آيه سخن از هدايت انسان در پرتو ايمان به ميان آمده است که فرد مؤمن از بسياري فريبکاريها و لغزشها نجات مييابد البته در کنار پرورش نهال ايمان در دلهاي مؤمنين، آگاه ساختن آنان به مسائل سياسي روز و تبيين هدف شوم دشمن در يورش فرهنگي نيز ضروري است.
3. اشباع نيازهاي طبيعي انسان از راههاي مشروع
انسان مجموعهاي درهم پيچيده از غرايز گوناگون است و رها ساختن نامعقول مردم در بهره گيري هرچه بيشتر و به هر شکل ممکن از اين نيروهاي غريزي و مقدس آنان را از تلاش درسازندگي خويش و جامعه باز ميدارد و جلوگيري از ارضاي غرايز در حد مشروع، يا ناتواني دربرآوردن نيازهاي طبيعي نيز زمينه را براي روي آوردن به سوي برنامههاي مخرب دشمن فراهم ميآورد
4.گسترش امر به معروف و نهي از منكر
اگر مردم به اين اصل مهم ديني وعقلي آگاهي يابند و خود را مقيد و عامل به آن كنند و هر كس در محدوده زندگي خويش با فساد و زشتيها مبارزه كند و مردم را به نيكي دعوت نمايد دشمن هرگز روزنهاي براي نفوذ نخواهد يافت. خداوند متعال در اين باره ميفرمايد: "وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ". اين آيه بيان ميدارد که امر به معروف و نهي از منکر از لوازم و واجبات اجتماع سالم و صالح است.
مقام معظم رهبري در اشاره به اهميت اين موضوع و حقيقت ميفرمايد: مسأله امر به معروف تكليف هميشگي مسلمانهاست، جامعه اسلامي به امر به معروف و نهي از منكر زنده ميماند، قوام حكومت اسلامي به امر به معروف و نهي از منكر ميباشد.
5. خودسازي متوليان فرهنگي:
در اجراي فرهنگ سازي ديني براي مقابله با تهاجم فرهنگي دشمن، گام نخست خودسازي متوليان فرهنگي و گام بعدي ديگر سازي است. امام صادق (ع) ميفرمايد: كونوا دعاة الناس باعمالکم، ولا تکونوا دعاهً بالسنتکم.
6. تلاش براي زدودن فقر اقتصادي
تنگدستي از جمله پليدترين پديدههاي جامعه است حقيقت ناگواري که پيشوايان دين آن را زمينه ساز کفر دانسته اند. پيامبر اکرم(ص) ميفرمايد: "کادالفقر ان يکون کفراً"32 و دانشمندان فقر را عاملي براي آغاز انحراف و بزهکاري ميدانند.
7. استفاده از فن آوري نوين در عرصه فعاليتهاي فرهنگي. 8. تقويت رسانههاي داخلي و غني سازي برنامههاي فرهنگي آنها با رويکرد تقويت هويت ديني و ملي و خنثي سازي تهاجم فرهنگي دشمن. 9. تقويت مساجد و کانونهاي فرهنگي. 10. شناخت کامل فرهنگ اسلامي و ملي. 11. مشارکت دادن نوجوانان و جوانان در فعاليتهاي فرهنگي. 12. بازنگري در منابع درس دانشگاهي به ويژه دروس مرتبط با علوم انساني.
آنچه در مجموع ميتوان به آن دست يافت اين است كه هر چند در گذشته هم مقولهاي به نام "تهاجم فرهنگي" وجود داشت و شاهد شبيخون فرهنگي غربيان به مسلمانان بوده ايم اما امروزه اين امر با گسترش تكنولوژي ارتباطات، شدت، سرعت و پيچيدگي بيشتري پيدا كرده است و آمريكا كه داعية سرپرستي جهان را در سر ميپروراند و خواستار نظامي تك قطبي است هيچ فرهنگ رقيبي را تحمل نكرده كه قطعاً فرهنگ اسلامي نيز از اين قاعده مستثني نيست و در راس كشورهاي اسلامي، ايران به واسطه انقلاب اسلامي و مخالفت علني آن با استكبار جهاني به سركردگي آمريكا مورد هجوم بيشتري قرار گرفته و خواهد گرفت و در ناتوي فرهنگي به صورت سازماندهي شده و متفاوت از گذشته وارد عمل خواهد شد. بنابراين مديريت كلان حوزه فرهنگي كشور بايد با حساسيت و اعتقاد به ضرورت مقابله با "ناتوي فرهنگي"به دست كساني باشد كه معتقدند ميتوان در مقابل غول عظيم رسانهاي غرب ايستاد و باور دارند كه غربيها عليرغم پيشرفت در بعد سخت افزاري، در بعد نرم افزاري هنوز هم با مشكلات بسياري دست و پنجه نرم ميكنند و از اين لحاظ بسيار ضربه پذير و سست ميباشند هر چند نبايد دشمن را ناديده گرفت و بايستي در اين راستا تمام ترفندهاي فرهنگ مهاجم تبيين و شناخته شود و متناسب با آن ابزار كافي فراهم گردد و از آنجا كه تهاجم فرهنگي فرايندي فرهنگي است بايد با توليدات فرهنگي متناسب با فرهنگ ملي و ديني و به صورت تهاجمي و نه تدافعي با آن مقابله كرد.
سوتيترها
ناتوي فرهنگي در واقع همان تهديد نرم است. در اين نوع تهديد، دشمن با به كارگيري ابزار فرهنگي به دنبال سلطه فرهنگي و در نهايت سلطه سياسي ميباشد.
تهديد نرم متكي برقدرت نرم بوده و براي شناخت ماهيت آن آشنايي با قدرت نرم ضرورتي اجتناب ناپذير دارد.
مهمترين عوامل و منابع قدرت را ميتوان؛ قدرت نظامي (تهديد و زور)؛ قدرت اقتصادي (تطميع و زر) ؛ قدرت اطلاعاتي، قدرت سياسي و قدرت رواني و فرهنگي (دانش) دانست.
تبليغات گسترده از طريق تکنولوژي ارتباطات و وسايل ارتباط جمعي به دليل ويژگيهايي که براي آن برشمردهاند بسيار مورد توجه عاملان تهاجم فرهنگي قرار ميگيرد.
از جمله مهمترين ابزاري که دشمنان اسلام در تهاجم فرهنگي و جنگ رواني از آن استفاده ميکنند تبليغات گسترده منفي از طريق کتابها و نشريات است.
در دنياي امروز کشورها نميتوانند ديواري به دور خود بکشند و از برخورد فرهنگ جامعه خود با فرهنگهاي بيگانه در امان باشند. اگرفرهنگ جامعهاي توان خود را از دست بدهد و مردم از فرهنگ خود گسسته شوند قدرت درست انديشيدن از آنها سلب ميگردد و در اين درياي ارتباطات غرق ميشوند.
تقويت باورهاي ديني و پي ريزي بينشي درست در زمينه تعاليم ديني و سياست ميتواند چون سنگري نفوذناپذير مردم را در برابر بمبباران فرهنگي دشمن محافظت نمايد و سود جويان غرب را ناکام و نااميد سازد و مردم را به جهتگيري صحيح رفتاري رهنمون شود و از کژروي و ناهنجاريها باز دارد.
هر چند در گذشته هم مقولهاي به نام "تهاجم فرهنگي" وجود داشت و شاهد شبيخون فرهنگي غربيان به مسلمانان بوده ايم اما امروزه اين امر با گسترش تكنولوژي ارتباطات، شدت، سرعت و پيچيدگي بيشتري پيدا كرده است.
امروزه با توجه به رشد فكري وآگاهي عمومي ملتهاي جهان، نفوذ و سلطه و به دست آوردن مستعمرات از راه لشكر كشيهاي نظامي به آساني امكان پذير نيست و در صورت اجرا هزينههاي زيادي را برمهاجمان تحميل ميكند به همين سبب بيش از يك قرن است كه استعمارگران روش نفوذ در كشورها را تغيير داده اند و از طريق سياستهاي فرهنگي تلاش ميكنند به اهداف شوم خود برسند.